امیرمحمدامیرمحمد، تا این لحظه: 12 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره

ماه پیشونی

کوچه خاطرات 11

1394/2/12 12:2
نویسنده : مامان جون
275 بازدید
اشتراک گذاری

10 ماه و10 روزگی چند ثانیه می تونی وایسی.

گل ناز زندگیم:

یازدهمین ماه را سپری می کنی ، این روزا مامان صبح ها کنارت نیست ومیره سرکار وتو پیش مامانی می مونی وحسابی بهشون زحمت می دی واذیتشون می کنی.خیلی شیطونی می کنی همش دوست داری بگردی که بابامهدی همش بغلت می کنه می بردت بیرون وتو هم کلی ذوق می کنی وبه اطراف نگاه می کنی دستشون درد نکنه.

10ماه و دو روزگی : یه دسته گل جدید وروجک:

زحمت کشیدی و شمعدونی رو از روی میز انداختی وشکستی بعدشم منتظر نشستی وبه من وبابایی نگاه می کردی تا ما باهات دعوا کنیم . فدای سرت گلم

هروقت تو دست ما گوشی می بینی سریع خودت رو به ما میرسونی و گوشی رو از ما می گیری و الو الو می گی وباهاش بازی می کنی.

دوسه بار تونستی بدون کمک گرفتن از وسایل وایسی ولی هنوز خوب تعادل نداری و می افتی.

10ماه و 18 روزگی دو قدم راه رفتی و افتادی.

هر وقت هم که دوست داری تشریف میاری آشپزخونه و کلی به من کمک می کنی وروجک.

اینم نمونه ای از کمکات:

یه روز خوب بهاری و بازی وتفریح فراوون تو باغ به همراه دختر عموی عزیز.

اینم یه عصر بهاری و حیاط خونه مادرجون وتفریح شما گل پسر ؛ عاشق بیرون رفتنی کلی کیف می کنی وقتی تو فضای باز هستی.

 

نازنینم همیشه دوست دارم وعاشقتم.

پسندها (1)

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ماه پیشونی می باشد